کاش هرگز نمی امدی و هرگز نمی امدم! | جوان کمپ

کاش هرگز نمی امدی و هرگز نمی امدم!

جوان کمپ  . کام

رام بودم . ساکت بودم . شاد بودم . تنها بودم .
تو امدي . شاد بودي . شلوغ بودي .وسوسه بودي . تنها بودي .
کنارم ماندي . جذاب شدي . غمگين شدي . مرا خواندي . عاشق شدي .
مهربان شدي . دلسوز و پر هيجان و ارام در دلم جا گرفتي .
غمگين شدم . حساس و مهربان . جرقه شدم . عاشق شدم .

سنگدل شدي . بي احساس و بي تفاوت ……………… تو رفتي .
تنها شدم . غمگين و افسرده. بهت زده و گيج و با تمام وجود فريادت کردم . اما باز تو رفتي .
محزون شدم دلگير. افسرده و عصبي . تو را خواندم اما تو رفته بودي . فريادت کردم .نبودي . گريه کردم …..هيچ ….. متنفر شدم .
از تو و از تمام احساسي که تو را ميخواند منزجر . و تو همچنان نبودي .
افسرده شدم . تنها شدم . غايب شدي . انتقام شدم …………..
از ذهنم رفتي . ازاد شدم . از دلم رفتي . فرياد شدم . اما فريادي غمگين .
شکست خوردي . پشيمان شدي . برگشتي . مرا خواندي .
تنها بودم غمگين بودم افسرده بودم اما نخواندمت .
برگشتي . گيج شدم . گيج گيج. ميخواستم بروم . تو نخواستي . ميخواستم بروم قلبم نخواست . ميخواستم بروم فکرم نخواست .اما عقلم گفت برو داشتم ميرفتم که تو گفتي نرو
التماس شدي . سر تا پا خواهش . حسرت و درد . اما من رفتم
رفتم ولي هزار بار ارزو کردم : که اي کاش هرگز نمي امدي و هرگز نمي امدم.

ارسال نظر